پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )

38

تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )

توبه ، از ابو عامر « 35 » ، يعنى راهبى مسيحى كه به مدينه آمده بود ، سخن مىگويد ، خاطر نشان مىكند كه او را با لقب « الرّاهب » مىخواندند « زيرا او خود را وقف به جاى آوردن اعمال مذهبى و تحقيق در علم كرده بود » . اين صفت آخر قابل توجه است ، زيرا غالبا در ادبيات اسلامى راهبان را مردمى بى فرهنگ و بيكاره معرّفى مىكنند . ماسينيون حكمى را كه اسلام اوّليّه دربارهء « رهبانيّت » كرده ، يعنى حكمى كه در تفسير آيهء 27 سورهء حديد آمده‌است به دقت بررسى كرده‌است . آيه چنين است : ثُمَّ قَفَّيْنا عَلى آثارِهِمْ بِرُسُلِنا وَ قَفَّيْنا بِعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ وَ آتَيْناهُ الْإِنْجِيلَ وَ جَعَلْنا فِي قُلُوبِ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُ رَأْفَةً وَ رَحْمَةً وَ رَهْبانِيَّةً ابْتَدَعُوها ما كَتَبْناها عَلَيْهِمْ إِلَّا ابْتِغاءَ رِضْوانِ اللَّهِ فَما رَعَوْها حَقَّ رِعايَتِها فَآتَيْنَا الَّذِينَ آمَنُوا مِنْهُمْ أَجْرَهُمْ وَ كَثِيرٌ مِنْهُمْ فاسِقُونَ . هدف ماسينيون اين است كه نشان‌دهد حديث « لا رهبانيّة فى الاسلام » كه غير مستقيم شامل محكوميت رهبانيت است در اسلام اوّليّه مبنايى ندارد . حتى ممكن است مخالف آيهء 27 سورهء حديد باشد ، « آيه‌اى كه مفسّران سه قرن نخستين هجرى ، پيش از آنكه نوعى تفسير جانبدارانه ، تأييد حديث تحقيرى و تحريمى مشهور را از اين آيه استنباط كند ، آن را به اجماع در معنايى مباحى و تمجيدى تفسير كرده‌اند » ( تحقيق ، ص 148 ) . به گفتهء محاسبى ، كه ماسينيون به او استناد مىكند ، در آغاز دو تفسير براى اين آيه وجود داشته‌است ؛ از يك سو تفسير مجاهد و از سوى ديگر تفسير ابو عمامهء باهلى . سپس ابواسحاق زجّاج ( متوفّى 310 / 923 ) ، با الهام از آنچه او آن را « تفسير رسيده » مىخواند ، تفسير سوّمى ابداع كرد . اين تفسير كدام است ؟ ماسينيون سعى نكرده‌است كه آن را شناسايى كند ، ولى اگر تفسير مقاتل نباشد ، در هر حال با آن چندان تفاوتى ندارد . در حقيقت ، نه تنها در هر دو اشاره به تعقيب و آزار مؤمنان به دست مشركان وجود دارد ، بلكه علاوه بر آن تفسير زجّاج شباهت دقيقى با تفسير مقاتل دارد ، از جمله در تفسير ناكرده گذاشتن « ها » در كتبناها . ببينيم مقاتل اين آيه را چگونه مىخواند و تفسير مىكند ؛ ترجمهء آن اين است : « و ما در دلهاى كسانى كه از او ( عيسى ) پيروى كردند مهر و رحمت ، و رهبانيّت كه آنها آن را ابداع كردند ، نهاديم ؛ ما آن را بر آنها جز در جهت جستن رضاى خدا ننوشته بوديم ؛ آنها آن را چنان كه مىبايست رعايت نكردند . ما به كسانى از آنها كه ايمان آوردند پاداش داديم ، ولى بسيارى از آنها فاسقان‌اند » . مقاتل از همان آغاز « رهبانيّت » را از « رأفت » و « رحمت » جدامىكند ؛ پس از آنكه اين دو كلمهء اخير را توضيح‌مىدهد ، مىافزايد : « سپس بر سر سخن ديگرى مىرود و مىگويد و رهبانيّة ؛ مقاتل همواره عبارت « استأنف الكلام » را در جايى به كار مىبرد كه مىخواهد تعيين كند كه متن قرآنى جملهء تازه‌اى آغاز كرده يا بسط تازه‌اى به كلام داده است .

--> ( 35 ) . نگاه كنيد به : بلاشر ، ترجمهء قرآن ، يادداشت دربارهء آيهء 108 توبه .